یه نیم ساعتی بود خوابیده بودم که دقیقا 2 دیقه پیش ا با صدای تموم شدن دنیا و سقوط بمب و همچین چیزایی یهو از خواب پریدم.  دیدم دو تا کبوتر اومدن توی اتاق و تو فضای بین سکوریت و پنجره دارن بال بال میزنن. یکیش رفت یکیش همونجاس. درو بستم که اگه احیانا عقلش رسید خودش بپره بره. بدترین نوع از خواب بیدار شدن به عمرم بود فکر کنم.

منبع : دختری بر بادپرنده از کبوتر ندیدم خنگتر منبع : دختری بر بادپرنده از کبوتر ندیدم خنگتر منبع : دختری بر بادپرنده از کبوتر ندیدم خنگتر منبع : دختری بر بادپرنده از کبوتر ندیدم خنگتر
برچسب ها :